نامه پراكني هاي سران قوا و اصرار به حل برخي مسائل پديدآمده بين آنها از طريق تريبون هاي رسانه اي، روشن ترين نشانه منازعه تأسف بار … نامه پراكني هاي سران قوا و اصرار به حل برخي مسائل پديدآمده بين آنها از طريق تريبون هاي رسانه اي، روشن ترين نشانه منازعه تأسف بار و بيهوده […]
نامه پراكني هاي سران قوا و اصرار به حل برخي مسائل پديدآمده بين آنها از طريق تريبون هاي رسانه اي، روشن ترين نشانه منازعه تأسف بار و بيهوده است.اين منازعات و نگراني مردم و دلسوزان انقلاب را جابه جا نمي كند لكن به حاشيه افتادن مسائل اساسي كشور و فرسايش نيروهاي لازم براي حل آن موجب مي شود كه دود مسموم برخاسته از آن تنها متوجه حلقوم ملت شود. استمرار اين رويه …
به گزارش کرد پیام به نقل از بصیرت ؛ با نگاه به واقعيت هاي سياسي موجود و در رأس آن فشارها و تهديدات دشمنان و تلاش آنان براي ايجاد بي ثباتي در جمهوري اسلامي ايران و توقف روند پيشرفت در كشورمان با اختلاف افكني و منازعه در داخل وتوليد نارضايتي هاي اجتماعي است كه تأكيد بر وحدت و همدلي به ويژه در سطح مسئولان يكي از تأكيدات جدي رهبر معظم انقلاب اسلامي در ماه هاي اخير است. با اين نگاه است كه معظم له فرمودند: «مردم حواس شان جمع است، مسئولان قواي سه گانه هم كاملاً مراقب باشند تا بدخواهان نتوانند آرامش موجود را كه نشانه اقتدار عظيم كشور محسوب مي شود، بر هم بزنند. مسئولان، سياستمداران، تريبون داران و مديران عرصه هاي گوناگون نيز كاملاً مراقب باشند تا با يك حرف يا عمل نسنجيده و اختلافي موجب متلاطم شدن فضاي سياسي نشوند.» نظر به هدف پيچيده و چند لايه دشمن در راهبرد تشديد تحريم و فشار اقتصادي كه اشتباه محاسباتي مسئولان و ايجاد منازعه و اختلاف در داخل يك لايه آن است، سبب شد تا معظم له به اشتباه برخي افراد در شرايط فعلي و تكرار غافلانه حرف هاي دشمن از سوي آنان اشاره كرده و اظهار دارند: «اين افراد خودشان خسته شده اند، اما مي گويند مردم خسته اند.» حال آن كه برخلاف تصور دشمن، مردم هوشياري و اتحاد لازم براي عبور از اين شرايط را دارند و مسئله خستگي، درماندگي و مسئوليت نشناسي مربوط به برخي مسئولان است. از اين رو معظم له با صراحت هشدار دادند كه: «از ناحيه مسئولان كشور هم، آنها اتحاد لازم را با هم داشته باشند. همدلي داشته باشند، برنامه ريزي داشته باشند، مسئوليت شناسي داشته باشند، تقصيرها را گردن هم نيندازند، حدود قانون اساسي را نسبت به خودشان حفظ كنند. قانون اساسي نقص ندارد، كمبود ندارد. نقش مجلس معلوم است، نقش رئيس جمهور معلوم است، نقش قوه قضائيه هم معلوم است، هر كدام وظايفي دارند، بايد به وظايف شان عمل كنند. با هم همدلي كنند، با هم همراهي كنند، همزباني كنند.»
اين فرمايشات مقام معظم رهبري به منزله دستورالعمل جامعي براي عبور از شرايط فعلي و حفظ عزت كشور در سايه انسجام، همگرايي و اقتدار ملي است، اما در همين حال شاهد برخي بگومگوهاي بيهوده و متشنج كننده فضاي كشور هستيم كه نامه پراكني هاي سران قوا و اصرار به حل برخي مسائل پديدآمده بين آنها از طريق تريبون هاي رسانه اي، روشن ترين نشانه اين منازعه تأسف بار و بيهوده است.گرچه سهم طرفين در منازعه، آنجا كه پاي حدود اختيارات و وظايف و سهم هر طرف در شروع و دامن زدن به منازعه و اصرار به علني كردن آن پيش مي آيد، يكسان نيست و در قضاوت ها بايد مورد توجه قرار گيرد، اما با اينكه سوءاستفاده دشمنان از اين منازعات و نگراني مردم و دلسوزان انقلاب را جابه جا نمي كند لكن به حاشيه افتادن مسائل اساسي كشور و فرسايش نيروهاي لازم براي حل آن موجب مي شود كه دود مسموم برخاسته از آن تنها متوجه حلقوم ملت شود. استمرار اين رويه نامقبول و نامعقول و بي بهره از منطق مي تواند خسارت هايي براي اشخاص و مغاير با مصالح و منافع ملي به وجود آورد كه عبارتند از:
۱- لطمه به اقتدار ملي و انسجام داخلي كه حاصل آن اميد دشمن به اثرگذاري تحريم ها و تشديد آن است.
۲- فرسايش و تحليل توان نيروهايي كه مي تواند صرف حل مسائل اساسي شود.
۳- به حاشيه رفتن مسائل اساسي و سرگرمي نيروها به مسائل فرعي كه روند پيشرفت كشور را مختل و انرژي ها را صرف امور حاشيه اي مي كند.
۴- تشديد منازعات بيهوده و ايجاد اختلاف و واگرايي بين نيروها كه نه تنها اميد دشمن بلكه يأس و نوميدي خودي ها را نيز رقم مي زند.
از اين رو ادامه اين روند موجب مي شود كه اعتماد و اعتبار افرادي كه شروع كننده و دامن زننده اختلاف و منازعه اند نزد نيروهاي معتقد و مدافع نظام، زير سوال برود و نه تنها براي آنها توليد قدرت نكند، بلكه با برانگيختن تأسف و حيرت، نفوذ آنان بر اين نيروها از دست برود ضمن آنكه بعيد است بتوانند نزد ساير نيروها از جمله سكولارها و فتنه گران يا حاميان آنان هم جايگاهي دست و پا كنند. راستي حد لازم براي راضي كردن دشمنان بيروني و همراه كردن برخي فتنه گران و اشرافيت سالاران داخلي تا كجاست؟ حد مجاز عبور از خط قرمزها و يا همان حدود اعتقادي : فكري نيروهاي ارزشي و انقلابي تا كجاست؟ به نظر مي رسد اين حدود بسيار دقيق و ظريفند كه هر گونه بي پروايي مي تواند موجبات عبور و سقوط را فراهم آورد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.