عذر از قباحت، بدتر | مقالی از دکتر کمال روحانی

به گزارش کوردپیام: در یکی از داستان های فولکلوریک کُردی، آمده است که مردی، خدمتکاری داشت. روزی خدمتکار ، ناخودآگاه دستش را با بی ادبی به سمتِ ارباش دراز کرد. ارباب، برافروخته شد و او را عتاب نموده که چرا چنین وقیحانه، رفتار می کند؟! خدمتکار، خواست، عُذری محکمه پسند برای ارباب بیاورد. لذا، گفت: ببخشید، آقایم، گمان بُردم  که دستِ عیال تان است برای همین دستم را دراز کردم.  اینگونه، ضرب المثل«عُذر از قباحت، بدتر» از اینجا ریشه گرفته است؛ زیرا، عُذری که خدمتکار آورد از خودِ قباحتِ اولیه، بدتر بود.
- حکایتِ «عذر از قباحت، بدتر»  داستان برخی از رجال  است که حرکتی انجام می دهند یا مثلاً امضایی می زنند که در راستای منافع شهرستان نیست و به خیال خودشان، مردم نمی فهمند امّا وقتی که مردم می دانند، آن امضا برای چه بوده و  قضیه، رسانه ای می شود،  با زرنگی خاص و سیاست مدارانه از درِ  توجیه وارد شده،  می گویند: ای مردم، این که من فلان کاغذ را امضا کرده ام، دروغ است، بیایید  حرف راست را از خودم بشنوید. اینجاست که می گوییم(عُذر از قباحت، بدتر است) و  امّا مردم می دانند که آن عالی جنابان، چه دسته گُلی به آب انداخته اند و ژست های توجیه کرانه، نمی تواند، سرپوشی برای  حراجِ منافعِ مردم باشد. بدانیم: مردم ما ، بزرگ شدۀ دامنه های  قندیل هستند و به قول نیما یوشیجِ شاعر: ساده دل اند امّا  «گیلوکه» نیستند.
© 2019 ارسال شده توسط  کلیه حقوق محفوظ است پایگاه خبری تحلیلی کوردپیام پیرانشهر